قهرمان ميرزا عين السلطنه
1189
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
خبر تبريز از تبريز و جواب كاغذ حضرت و الا خبرى نيست . با آن اصرار و ابرام حالا اينطور سكوت ، جهت نمىدانم ، مگر بدبختى خودم . باز خدا را شكر مىكنم قزوين بود و الا در حضور سر و همسر مفتضح مىشدم . حالا به تمام نوشتهام . حضرت و الا به اصرار مرا قزوين گذاشتند تا تشريف نياورند رفتن ممكن نيست . الحمد لله طورى هم راه رفتهام كه تمام شهر و بلوك راضى و خشنود ، همه شاكر و ممنون هستند . شهر و توابع كلية منظم [ است ] منقصتى در كار نيست . به هرچه بدهند قناعت كرده ، ده شاهى به رضايت [ را ] بر يك تومان زور ترجيح داده و به خوشى مىگذرد . غياث نظام هم برحسب استدعاى حضرت و الا احضار طهران شد . تا چه قسم مراجعت كند . هوا سردتر شده . شكار و سوارى ممكن نشده است . فرصت ندارم وانگهى مزه هم ندارد . ازبس بيرون بدى دارد . پنجشنبه 15 - كاغذخوانى و نوشتهجات طهران فرصت روزنامهنويسى نمىدهد . در ايام هفته روزى كه پست نيست و نمىرود همان روز سهشنبه است كه دوشنبه پست رفته چهارشنبه مىآيد . كاغذخوانى اينجا هم بسيار است . خصوصا آقايان براى هر مطلب جزئى دو دفعه و سه دفعه رقعه روانه مىكنند . ملا عظيم گماشتهء آقا سيد ابراهيم آقا سيد جوادى از نوكرهاى شخصى من مواظبتر است ، خيلى پررو و شيطان [ است ] . علما برضد وزير اعظم طهران باز آقايان بر خلاف وزير اعظم برخاسته و جمعيت كردهاند ، اما كارى صورت نداده . نمىدانم عاقبت چه خواهد شد . فرمانفرما و آصف الدوله به فارس و كرمان رفتند . درست از طهران اخبار براى من نمىنويسند . كاغذ مفصلى به شريكه نوشتم جواب مؤدب خيلى خوبى آمد . آن كاغذ حقيقة تماشائى بود . جوابش آنقدر مزه ندارد . يك شب را خانهء نواب عاليه رفتم وقت خواب مراجعت كردم . مشغلهء حكومتى و « عرض و داد » « 1 » كم شده . زمستان است ، بارندگى زياد شده ، اما برف نيامده [ و ] راهها مسدود نشده . ارزاق تنزل نموده . تسخير گندم غلهء ديوانى تحت كتابچه تسعير شده در خروارى سه تومان . حضرت و الا خريدارى
--> ( 1 ) - اين اصطلاح را گاه « عرض داد » و گاه « عرض و داد » مىنويسد . ( ا . ا . )